تبليغاتX
خودکار کم رنگ

خودکار کم رنگ

به آموزگار شعر شمال زنده ياد تيرداد نصري

وبلاگ شعر خودکار کم رنگ :

http://khodkarekamrang.blogsky.com/

 وبلاگ حقوقی خودکار کم رنگ :

http://law1386.blogfa.com/



نوبت به ترجمه ای می رسد که در اغلب سایت هایی که فیلتر نیستند درج گردیده ، متاسفانه در هیچ کدام از این سایت ها از مترجم و سابقه اش ذکری به میان نیامده ، هنوز هم مجهول مانده و معلوم نشده که چه کسی این گونه شعر گونتر گراس را ترجمه و در اختیار این سایت ها گذاشته است . خلاصه هر که هست نه از شعر چیزی می داند نه از چگونگی ترجمه شعر از زبان آلمانی به فارسی . البته این احتمال هم ممکن است حدس زده شود که یک نفر به طور اتفاقی و تفریحی شعر گونتر گراس را از طریق ترجمه گر اینترنتی گوگل ترجمه و در اختیار خبرگزاری های دولتی و سایت های نزدیک به حکومت قرار داده است . به نشانی های زیر توجه بفرمایید :

سایت شاعران پارسی زبان :

 http://irafta.com/shownews.aspx?id=1060

سایت الف :

http://alef.ir/vdcb59b80rhba5p.uiur.html?149226

سایت خبرگزاری مهر :

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1570559

سایت رجا نیوز :

http://rajanews.com/detail.asp?id=121523

روزنامه کیهان :

http://www.kayhannews.ir/910119/3.HTM#other301

پایگاه خبری تحلیلی قدس آنلاین :

http://qudsonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=41740

سایت خبرگزاری فارس :

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910118000605

سایت روزنامه اطلاعات :

http://www.ettelaat.com/index2.asp?code=fadisplay&fname=/ettelaat/etbupload/data/2012/04/04-09/24.htm&title=%C2%E4%8D%E5%20%C8%C7%ED%CF%20%90%DD%CA%E5%20%D4%E6%CF

 

چرا سکوت می کنم، کتمانی اینهمه طولانی

بر آنچه که آشکار است، و «از بازی جنگ »

انجام شده، که در انتها، جان به در بردگان اش،

این مائیم، حداکثر در حد در حاشیه مانده ها

موضوع، حق ادعایی در (وارد کردن) ضربۀ اول است،

که پهلوان پنبه ای آن را به یوغ خود کشیده

و به هیاهویی سازمان یافته (تبلیغات) در آورده

که خلق ایران گویا باید نابود گردد، چون در حوزۀ قدرتش، ساختن

یک بمب اتمی مورد ظن و گمان است .

اما من چرا خود را منع کرده ام

نام کشور دیگری را بر زبان جاری سازم،

که از سالیان گذشته- ولو مخفیانه- توان اتمی رو به تزایدی را در اختیار گرفته

فارغ از هر کنترلی، چونکه بازرسی آن

میسر نیست؟

کتمان عمومی این امر واقع، که سکوت من هم جزئی از آن است،

به نظرم، دروغ آزاردهنده ای است

الزامی که حکم مجازاتی را منظور می کند

مادامیکه مورد بی توجهی قرار گیرد

چونان حکم "ضد سامی گری" است که عادی می شود

و اما اینک، چون سرزمین من،

با جنایات خاصه اش

که بی نظیر اند،

هر بار مورد بازخواست قرار می گیرد،

اما این بار از سر ِ سوداگری محض، ولی

با چرب زبانی به عنوان جبران مافات اعلام می شود که

یک زیردریایی دیگر به اسرائیل

تحویل می شود، که ویژگی اش

حمل کلاهک های انهدام جمعی است

و به جاهایی قابل هدایت باشد

که فقط وجود یک بمب اتمی که اثبات هم نشده

و فقط ترس و واهمه دلیل اثباتی آن است،

و من می گویم، آنچه را باید گفت .

و اما چرا اینهمه سکوت کرده ام

چون می دانستم، تبار ام،

که با ننگی هرگز زایل نشدنی عجین شده،

از آن باز ام می داشت، این امر به غایت آشکار را

به اسرائیل، سرزمینی که به آن دلبسته ام

و می خواهم دلبسته هم بمانم، نسبت دهم .

و چرا تازه الآن می گویم ؟

به پیری افتاده، و با آخرین خامۀ قلم :

که قدرت اتمی اسرائیل به مخاطره می اندازد،

صلح جهانی را که خود بخود شکننده و لرزان هم هست؟

چون باید گفته شود

که فردا خیلی دیر است؛

نیز چون ما- آلمانی هایی که بقدر کافی گنهکاریم

تدارک چی جنایتی بشویم ،

که قابل پیش بینی است، و آنگاه که شراکت در جرم

با هیچ عذر و بهانۀ معمولی

زدودنی نباشد .

و اذعان کنم که: دیگر سکوت نمی کنم

چون از ریاکاری غربیان

به جان آمده ام، و امید آن دارم

بسیاری دیگر کسان نیز از سکوت رهایی یابند

بانیان و عاملان خطر قابل لمس

به چشم پوشی از استفاده از زور وادار شوند

همینطور بر آن اصرار و ابرام شود

(اجازه) کنترل های دائمی و بی مانع و رادع

بر توان هسته ای اسرائیل

و تاسیسات هسته ای ایران

توسط یک نهاد بین المللی

از سوی دولتین هر دو کشور، داده شود.

و فقط اینگونه است که

همۀ انسان ها در این

منطقه ای که دیوانگی آن را به اشغال خود در آورده

و تن به تن در دشمنی با هم زندگی می کنند

آخرالامر دست ما را هم بگیرند .

 

منتظر ادامه موضوع در قسمت های بعدی باشید .

با احترام _ خودکار کم رنگ
برچسب‌ها: گونتر گراس, شعر, شعر گونتر گراس, ترجمه, ترجمه شعر گونتر گراس, آنچه باید گفته شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 18:3  توسط خودکار کم رنگ  | 


در این قسمت یک ترجمه دیگر از شعر گونتر گراس را با هم می خوانیم  :

« آنچه باید گفت » سروده : گونتر گراس

برگردان : شروین فرید نژاد

چرا سکوت می‌کنم؛ چنین طولانی پنهانش می‌‌سازم ؟

آنچه آشکار است و در نقشه‌های جنگی،

تمرین شده

و ما جان به‌دربردگان، در پایانش،

سرانجام جز پانوشتی نیستیم .

ادعای حق حمله‌ی پیشدستانه،

که می‌‌شود ایرانیانی را که پهلوان‌پنبه‌ای دروغین به یوغشان کشیده و

سازمان‌یافته به شادی و هلهله‌شان واداشته،

نابودکرد؛
چون درسرزمینشان،

شاید که بمب اتمی ساخته می‌‌شود !

چرا خود را بازمی‌دارم،

آن سرزمینی را به نام یاد کنم،

که آنجا سال‌هاست - هرچند در نهان -

توان هسته‌ای‌ فزاینده‌ای در دسترس است

اما لجام‌گسیخته، که هیچ‌کسی را به آزمونی

بدان راه نیست؟

این همگانی نهان‌کردن واقعیتی آشکار را،

که سکوت من، فرمان‌بردار اوست،

دروغی خفت‌بار می‌‌بینم؛

و اضطراری که تنبیه در یک‌قدمی‌ است،

هرگاه که فرمانش نبری؛

که فتوای «سامی‌ستیزی»، اتهامی آشناست .

اما اکنون، که از سرزمین من،

با آن دیرگناهی که هیچش مثال نیست،

و همیشه و دوباره،

به یادش می‌‌آورند و سرزنشش می‌‌کنند،

وزان سوی دیگر، تاجرانه و مزورانه،

به امید رستگاری و به تاوان گناه

می‌‌گویند زیردریایی دیگری باید به اسراییل

فروخته‌شود؛

ویژه‌گی‌ا‌ش آن است که کلاهک همه‌ویرانگرش،

آنجایی را نشانه می‌‌گیرد،

که وجود حتا یک بمب اتمی‌ هم درآن اثبات نشده؛

از بیم درستی‌ آن،

می‌‌خواهم که گفته‌باشم، آنچه باید گفت .

چرا دیرزمانی سکوت کردم؟

چراکه می‌‌اندیشیدم، پیشینه‌ی من،

که دامانش از آن لکه‌ی ننگ هیچگاه پاک نخواهد‌شد

بازم می‌‌دارد، این حقیقت را، علیه اسراییل

که به آن وفادارم و وفادار خواهم‌ماند

بر زبان‌رانم و به چرایی بازپرسم .

چرا اما اکنون لب به سخن باز می‌‌کنم؟

سالخورده با آخرین قطره‌های مرکب :

اسراییل اتمی‌، به خطر می‌‌اندازد،

صلح جهانی‌ به خودی خود شکننده و ناپایدار را .

باید گفت آنچه گفتنی‌‌ست،

شاید که فردا دیر باشد؛

چراکه ما – آلمانی‌های کمرخم‌کرده زیر بار گناه -

همدست جنایتی می‌‌توانیم‌شد،

که از پیش دیدنی‌ است و همدستی ما،

با هیچ‌کدام از بهانه‌های آشنا،

توجیه نخواهد‌شد .

اعتراف می‌‌کنم: بیشتر سکوت نخواهم‌کرد،

که از فربیکاری و دورویی غربیان،

به‌تنگ آمده‌ام؛

باشد که دیگران بسیاری هم،

خویشتن از بند این سکوت برهند؛

بانی‌ این خطر شناخته را

به ترک این خشونت بخوانند و

بخواهند

مهار بی‌مانع و پایدار

توان اتمی‌ اسراییل

و سازه‌های اتمی‌ ایران را،

به یاری نهادی جهانی‌،

که دولت‌های هر دو کشور، پذیرفته‌اش باشند .

تنها اینگونه می‌‌شود همگان را، اسراییلی‌‌ها را، فلسطینی‌‌ها را،

بیش از آن، همه‌ی مردم را،

در این زمینی‌ که توّهم اشغالش کرده‌ و در آن

همه تنگ در کنار هم به دشمنی زنده‌اند

و سرآخر ما را هم،

یاری‌کرد .


منتظر ادامه موضوع در قسمت های بعدی باشید .

با احترام _ خودکار کم رنگ
برچسب‌ها: گونتر گراس, شعر, شعر گونتر گراس, ترجمه, ترجمه شعر گونتر گراس, آنچه باید گفت, شروین فرید نژاد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 20:10  توسط خودکار کم رنگ  | 


چندین نفر اقدام به ترجمه شعر گونتر گراس نموده اند که به ترتیب ترجمه ها را

در پست های مختلف می آورم ابتدا یک ترجمه را با هم می خوانیم :

متن کامل ترجمه شعر گونتر گراس: "آنچه باید گفته شود "

ترجمه: رضا نافعی

چرا خاموشم؟ چرا زمانی دراز ناگفته گذاشتم چیزی را که عیان است؟

و چرا سخن نگفتم از "بازی جنگ" که طبق نقشه آن را تمرین کرده‌اند؟

از آن بازی که اگر در پایان آن جانی به در برده باشیم، چیزی نیستیم جز یادداشتی در حاشیه .

ادعا می‌شود که زدن ضربه اول به مردم ایران و چه بسا محو کردن آنها از صحنه گیتی حق است،

زیرا گمان می‌رود در قلمرو مردی گزافه‌گو که خلقی اسیر در یوغ خود را به هلهله‌های

اجباری وا داشته،

یک بمب اتمی ساخته می‌شود .

ولی چرا به خود اجازه نمی‌دهم نام آن کشور دیگر را بر زبان آورم؟

کشوری که سالهاست قدرت اتمی فزاینده‌ای در اختیار دارد ــ هرچند پنهان از نظرها ــ

ولی بیرون از عرصه نظارت،

چرا؟ چون بازرسی ممکن نیست؟

همه خاموشند، حقیقتی را ناگفته می‌گذارند،

من نیز به پیروی از این سکوت فراگیر لب فروبسته‌ام ،

احساس می‌کنم این دروغی است سنگین که بر من تحمیل شده است،

هر آن که از این اجبار تخطی شود، با کیفر مجازات روبرو می‌شوم .

بله، همه با داغ "یهودی‌ستیزی" آشنا هستند .

اما این زمان از سرزمین من،

خاستگاه جنایتی بی‌مانند، که همیشه باید پاسخگوی آن باشد،

قرار است باز هم زیردریایی دیگری به اسرائیل فرستاده شود ،

همراه با سخنانی سرسری به مکافات بدی‌های گذشته .

هنر آن زیردریایی این است که

می‌تواند با کلاهک‌های دقیق خود همه چیز را در سرزمینی نابود کند

که در آن وجود یک بمب اتمی هرگز به اثبات نرسیده است،

پس اینک می‌گویم آنچه باید گفت .

ولی چرا تا کنون سکوت کرده بودم؟

چون فکر می‌کردم زادۀ سرزمینی هستم که لکه‌ای نازدودنی بر دامن دارد

و همین بود که مرا از گفتن حقیقت باز می‌داشت

و نمی‌خواستم نام اسرائیل را بر زبان برانم

که خود را با آن همبسته می‌دانم و به آن وفادار خواهم ماند .

پس چرا حالا، پیرانه سر و با آخرین قطره‌های جوهر قلم می‌نویسم :

اسرائیل اتمی برای صلح جهانی، که خود صلحی است شکننده، خطرناک است .

امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

و چون ما ــ به عنوان آلمانی به حد کافی بار بر دوش داریم ــ

می‌توانیم تحویل‌دهنده وسیله‌ای گردیم که عواقب آن قابل پیش‌بینی است

و نباید با عذر و بهانه در بار این گناه شرکت کنیم .

اعتراف می‌کنم من: دیگر ساکت نخواهم ماند

زیرا تزویر و سالوس غرب دیگر برایم قابل‌تحمل نیست،

و این امید را نیز در دل دارم که بسیاری دیگر زندان سکوت را بشکنند

و از این کانون خوف و خطر بخواهند که از خشونت چشم بپوشد

و همه مصرانه از او بخواهند

به مرجعی بین‌المللی امکان داده شود

تا پیوسته و بدون قید و شرط

قدرت اتمی اسرائیل و تاسیسات اتمی ایران زیر نظارت قرار گیرند .

تنها این گونه است که می توان به همه کمک کرد،

به اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها

و بیش از آن به همه کسانی که در عین دشمنی کنار هم زندگی می‌کنند

در منطقه‌ای که به تسخیر جنون در آمده است .

و بدانیم که این سان به خود نیز کمک کرده‌ایم .


منتظر ادامه موضوع در قسمت های بعدی باشید .

با احترام _ خودکار کم رنگ



برچسب‌ها: گونتر گراس, شعر, شعر گونتر گراس, ترجمه, ترجمه شعر گونتر گراس, آنچه باید گفته شود, رضا نافعی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 8:4  توسط خودکار کم رنگ  |